Pinned post

این‌ سخت‌ترین نوع ناتوانی است؛ این‌که بدانی می‌توانی از عهده‌ی چیزی ‌بر بیایی، اما شرایط جوری پیش برود که توانایی‌ات‌ مفهوم ناتوانی بگیرد.

Pinned post

i go on to :mastodon: , talk to myself, then leave. 🚶🏽‍♂️

سایت یا مرجع دیگه ای جز z-lib.org/ می‌شناسید بهم معرفی کنید؟

اگه همچی نشه ک نشه. رها میکنید میرید سربازی بعد ک برگردید از صفر مطلق شروع میکنید؟ مطلقا صفر بدون تمام دنیای قبلیت. در جای دیگه.
یا نه، هرطور شده میمونید سرجای قبلی و تلاش میکنید؟

نمیدونم چطور باید جوابتون رو بدم. لطفا منو نادیده بگیرید. البته قبل از اون، ممنونم.

حس میکنم نسبت به این روحی که تو این بدن مونده خیلی زیاد بدهکارم اون حقش بود آدم موفق تری باشه. شایدم این روحمه که بدنمو حیف و میل کرده. ولی به اتفاق نظر فقط میدونم هیچکدومشون چشم رو به رو شدنَ با همدیگه رو ندارن که ی وقت شرم سار هم نمونن و ندونن چی باید بگن.
چقدر حیف. میتونم فقط بابتش غصه بخورم.

توی منزوی ترین حالت خودم گیر کردم. کاش میشد همه چیز تموم شه یا حداقل مرد. به قول ممد "اگه بمیرم، حسرت‌ها و آرزوها و ناکامی‌هایی که به گور می‌برم خیلی بیش‌تر از اعمال خوب یا بدمن."
هر روز امیدوارم وقتی میرم بیرون تو پرت ترین نقطه شهر، ی ماشین بهم بزنه.

اگه بمیرم، حسرت‌ها و آرزوها و ناکامی‌هایی که به گور می‌برم خیلی بیش‌تر از اعمال خوب یا بدمن.

از سرعت معده ام برای تولید اسید می‌شه برق گرفت

پیدات کنن بگن بفرما جرمت ثابت شده. اعتراف کن. بمیر ای ملعون! :cate:

نسخهٔ تحت وب نرم‌افزار آزاد و متن‌باز #واژه‌دان آمادهٔ استفاده شده است:

vajehh.com

#متن‌باز
#نرم‌افزار_آزاد

من همین هستم که شما دارید می‌بینید. در گفته‌های من تناقض نیست. در وجود من، در هستی من تناقض هست.

بیش از دو ساعت میخوام بخوابم ولی درگیری های ذهنی و اضطراب و احساس تپش قلب نمی گذارند

آه احساس ناامیدی و بی‌انگیزگی برمن چیره گشته.

Show older
Mastodon

A newer server operated by the Mastodon gGmbH non-profit